|
وبلاگ رحیم حسینی
|
آن روی سکه رایج اعتیاد
کودک بی حوصله و آشتفه ای را در نظر بیاورید که در پی شناخت است و مدام کنترل می شود. شناخت محیط ، شناخت اشیاء، شناخت خود. در همین حال اطرافیان و مالکین او در نقش کنترل گر( نماینده سیستم قدرت در خانواده) مدام نظاره گر او خواهند بود. کودک در بند و آشفته برای رفع کنجکاوی خود از پای نمی نشیندو والدین( مالکین) او با تحلیل های سطحی و توجیهات بی پایه و ظاهرا خیر خواهانه(مثل خطر ناک است …) منیت کودک را نفی و به سرکوب او مشغول می شوند. همه چیز از همین جا شروع می شود : تحلیل های ساده سطحی و احمقانه از واقعیت های مهم و انکار شده .
شاید مقایسه سیستم کنترلی بر کودک و کنترل قدرت حاکم بر بشر تردید انگیز باشد اما یقینا واقعیت چیزی جز این نیست که اراده و کنش بشر امروزی تحت فرمان نیرو هایی در آمده است که در یک مفهوم کلی از آن به نظم موجود تعبیر می کنیم. نظم موجود از انسان کودکی ساخته که هیچ گاه فرصت رشد و بلوغ نیافته است (مگر کسانی که در مقابل این نظم قرار می گیرند) نظمی که منشاء تحلیل های غلط و سطحی از معضلات اجتماعی (اعتیاد) می شود. از آن خطر ناک تر نتایجی است که این تحلیل های بی پایه به دست می دهد. تا آنجا بی پایه که به جای بر طرف کردن ریشه های نا امنی تنها به کنترل، بازداشت و سرکوب مردم بی گناه بسنده می کند.بله نوشتم" بی گناه" چون نه تنها گناهی ندارند که خود قربانیان سیستمی غیر انسانی هستند که نظم موجود برای آنها تدارک دیده است.
سیمای جمهوری اسلامی به عنوان عمده ترین انعکاس دهنده نظم حاکم، اخیرا برنامه ای را به عنوان" کراک" ترتیب داده است صرف نظر از هم زمانی طرح جدید " ناجا" (موج سرکوب های اخیر) با پخش این برنامه ها باز هم انتقاداتی بنیادی تر به این برنامه وارد است. برنامه هایی در مذمت سوء مصرف مواد مخدر و به ظاهر آموزنده!! اما تصاویر این برنامه به ما چه می گویند؟ تصاویر جان خراش گویای خرابه های کثیفی هستند که درون آنها مملو است از انسان های کثیف ترکه دردام اعتیاد گرفتارند. اما صدا ها چه می گویند؟
به زعم اینان این گناه کاران و نا آگاهان اگر از عوارض این مواد با خبر بودند هرگز به این دام نمی افتادند. کارشناسان گزینش شده و فریب کار این برنامه ها نیز قبل از هر کس انگشت اتهام را به سمت مافیای توزیع مواد نشانه می روند و اشراری را که دست در دست بیگانه دارند را به عنوان دام گستر معرفی می کنند تا جا نماز خودشان و اربابشان کاملا آب کشیده شود. غفلت تلوزیون بدین خاطر نیست که اینان از ریشه های واقعی معضلات اجتماعی بی خبرند، بلکه از آن روست که اینان ماهیتا وابسته به قدرتند وتحت امر نظم موجود. بدین خاطر همواره سعی دارند تا تصویری اعجاج یافته ازمشکلات ومعضلات اجتماعی را مثل اعلان های دو رو به دیوار بزنند آن هم وارونه! اما واقعیت به همین جا خلاصه نمی شود.مسائل امروز در بستر وضع موجود چون دو روی سکه اند. سکه ای که یک رویش نادیده گرفته می شود
روی دیگر سکه وقتی رو می شود که می بینیم آمار های تلطیف شده از سوی حاکمیت هم نمی تواند چیزی از شدت فاجعه کم کند. طبق آمار های اعلام شده در سال جاری در جامعه ما هشت میلیون نفر زیر خط فقر مطلق به سر می برند(به غیر از کسانی که دچار فقر نسبی هستند) و سه میلیون نفر بی کارند (آمارهای تلطیف شده و نه واقعی) اما همین ارقام تلطیف شده نیز آن قدر بزرگ هستند تا ما را وادارد که کمی از روبنا فاصله گرفته و بستر های واقعی تولید نا هنجاری اجتماعی را بهتر درک کنیم. تلوزیون انگار از این جهت حق دارد چرا که تاسف باری چنین آمار های تکان دهنده ای را در اکستریم لانگ شات ترین نما های دوربین هم نمی توان جا داد. تلوزیون نه قدرت بیان ریشه های اصلی معضلات اجتماعی را دارد و نه اصلا رسالت آن را بله رسانه این گونه واقعیات را وارونه جلوه می دهد تا از این رهگذر مجوزی برای سرکوب نظامی گری صادر کرده باشد، تا با ژست های خیر خواهانه سخت ترین و وحشیانه ترین ابزار سرکوب راعلیه مردم به کار گیرد.
تلوزیون ها را واژگون کنید. تا به جای چهره خیالی اشرار قیافه واقعی مدافعان نظم موجود را ببینید. مدافعانی که پشت این رسانه ها پنهان شده اند. و این جاست که مواد مخدر دیگر نه "کراک" است و نه "حشیش" بلکه تصاویری است وارونه از واقعیت که با تیراژی میلیونی به خورد مردم داده می شود.
پی نوشت: آمار ها از روزنامه مردمسالاری گرفته شده است.
کار وقیحانه مسئولین دانشگاه یزد
کاش تمام راه ها را امتحان کرده بودند و بعد از این حربه کثیف ااستفاده می کردند آن وقت اینقدر احساس تهوع نمی کردم. کاش از سر دلسوزی بود آن وقت خودم هم کمکشان می کردم.ولی در طول این سال ها به تجربه دریافته ام که اگر قرار است دلی هم برای چیزی بسوزد برای آن یک متر میز و آن دو وجب صندلی خواهد بود که به آن تکیه زده اند. وقتی این خبر را از خانواده ام شنیدم نزدیک بود استفراغ کنم.انها(مسئولین دانشگاه؟!) به خانه تلفن کرده بودند واین جمله راگفته بودند که "می دانید پسرتان در دانشگاه چه می کند؟" یعنی چیزی هست و شما خبر ندارید!!! آنها قرار بود که دوباره زنگ بزنند و بیشتر توضیح دهند؟! که البته این کار را نکردند. چون اصلا دلیلی نداشته دوباره این کار را بکنند. اوج رذالت این حربه کثیف در این است که همه چیز در هاله ابهام بماند.تا پرسش های پی در پی برای حل مسئله شروع شود و از این طریق مانعی بر سر راهم بگذارند. اما زهی خیال باطل! باید بگویم که اینجا خبری نیست مگر اینکه با این کارتان چند نفر دیگر را هم از بی شرمی سیاست های کثیفتان آگاه کردید.
نشریه شورا در دانشگاه مازندران توقیف شد.
.مسئولین دانشگاه مازندران تاب جسارت و یگانگی دانشجویان را نیاوردند.
خطاب به تشکل های کارگری و فعالين کارگری سراسر جهان
زندگی محمود صالحی در خطر است!!!
براساس اطلاعات دريافتی محمود صالحی در وضعيت جسمانی بحرانی به سر میبرد. نجيبه صالح زاده همسر ايشان ضمن تأييد اين مطلب میگويد: محمود مدتها پيش يکی از کليههايش را از دست داده است و در حال حاضر با کليهای زندگی میکند که آن هم روز به روز کارآیی خود را از دست میدهد. مسئولين زندان از تحويل داروهای وی به زندان جلوگيری میکنند، اين در حالی ست که محمود همراه با درد شديد کليه با خوردن آب و غذا نيزاستفراغ میکند. مسئولين درمانی زندان مکرراً توضيح دادهاند که ايشان نياز مبرم به رسيدگی پزشکی در بيرون از زندان دارد. نجيبه صالح زاده با نگرانی اظهار میدارد که وضعيت محمود روز به روز وخيمتر میشود و از فعالان کارگری در سراسر جهان میخواهد به ياری محمود صالحی بشتابند. محمود صالحی اين فعال خستگیناپذير جنبش کارگری، با تحمل دردهای طاقتفرسا در زندان سرمايه در واقع شکنجه میشود. ما اطمينان داريم که محمود صالحی تنها و تنها با تلاش و مبارزهی همطبقهایهايش از چنين وضعيت بحرانی رها خواهد شد، پس بياييم در يک همبستگی سراسری، با تمام توان خويش خواهان آزادی بیقيد و شرط وی از زندان شويم.
شورای همکاری تشکل ها و فعالين کارگری۱۳۸۶/۳/۱۲
به نقل از خبرنامه فعالین مازندران
اخبار وقایع اخیر دانشگاه علامه در علامه بلاگ و علیه درد مشترک.
متن خبر را در ایلنا بخوانید.
در همین زمینه وبلاگ چپ روی و مسیح و عروسک کوکی و حمزه غالبی را هم ببینید.