|
وبلاگ رحیم حسینی
|
خشن ترین رفتار ممکن با جوانان و مردم. کارگران خاتون آباد در اعتراض به عقب افتادن دستمزد راهپیمایی می کنند، گلوله باران می شوند، جوانان به خاطر موزیک به گلوله بسته می شوند، سارا ۱۲ ساله در زاهدان به گلوله بسته می شود، معلمان در اعتراض به زندگی بارها زیر خط فقرشان اعتراض می کنند، کتک می خورند و زندانی می شوند، برای دانشجویان پاپوش درست می کنند و زندانیشان می کنند، زنان را به شدید ترین وجهی سرکوب می کنند........ متن کامل و عکس های بیشتر را در وبلاگ منتقد کمونیست ببینید .
بيانيه دانشجويان سوسياليست پليتکنيک پيرامون وقایع اخیر دانشگاه
دانشجويان آگاه پليتکنيک
چندي است که سايه شوم کودتاي فرهنگي بر سر دانشگاه سنگيني ميکند. توقيف نشريات دستگيري فعالين دانشجويي، ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال، تعليق کانون هاي فرهنگي هنري ... اين همه نقطه ي عطفي است در پروژه ننگين حاکميت. اين پروژه با حضور احمدي نژاد در مسند قدرت و يکدست شدن حاکميت و روي کار آمدن روساي انتصابي بابازنشسنگي اجباري اساتيد منتقد، اعمال محدوديت بر فعاليت هاي فرهنگي هنري، تضعيف نقش شوراهاي صنفي دانشگاه، احکام سنگين کميته سرکوب دانشگاه، ستاره کردن دانشجويان فعال و جلوگيري از ادامه تحصيل آنها و ايجاد فضاي پليسي در دانشگاه کليد خورد. اما ظاهراً همه اين ترفندها براي سرکوب دانشگاه هنوز خواست حاکميت را برآورده نساخته است.
هنوز دانشگاه اسلامي نشده است. هنوز صداي مخالف از دانشگاه به گوش مي رسد. برگزاري مراسم 16 آذر در دانشگاه هاي سراسر کشور و در پي آن مفتضح شدن رييس دولت اسلامي در پلي تکنيک بيانگر بي نتيجه بودن اقدامات سرکوبگرانه بود. به تدريج سرکوبگران به اين نتيجه مي رسند که بايد به شديدترين شکل با دانشگاه برخورد کنند، انتشار نشريات جعلي توسط عوامل اطلاعاتي و بسيج حلقه ديگري از زنجيره سرکوب است.
توقيف غير قانوني نشريات ممنوع الورود کردن دانشجويان فعال بازداشت دو تن از دانشجويان و احضار 25 تن از دانشجويان به کميتهي سرکوب پيامد اين اتفاق ها است. اتفاقات چند روز اخير نشان از کشيده شدن جنگ قدرت بين اصلاح طلبان و اصول گرايان به دانشگاه است.(در مواضعي که از سوي روزنامه هاي اين دو جناح کيهان و اعتماد ملي پيرامون وقايع اخير اتخاذ شده تامل کنيد.)
پلي تکنيک به عنوان پايگاه مهم اصلاح طلبان محل مناسبي براي اين جنگ قدرت است اصلاحطلباني که خود از مجريان اصلي انقلاب فرهنگي پيشين بودهاند و اينک انقلاب فرهنگي را در تضاد با منافع خود ميبينند. بيانيههاي شاخهي دانشجويي جبههي مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب و موضعگيري انجمن اسلامي دانشگاه از يک سو و رويکرد حاميان احمدينژاد و روزنامهي کيهان و بسيج از سوي ديگر صفبندي اين دو جناح مقابل يکديگر در اين جريان است. در اين ميان دانشجويان آگاه بايد با دوري جستن از دعواي جناحين، در پي طرح مطالبات واقعي خود باشند و با در نظر داشتن دانشگاه به عنوان بخشي از جامعه (و نه جداي از آن) مطالبات و اعتراضات خود را به سطح دانشگاه محدود نکنند و از اين حربهي حاکميت در منحرف ساختن توجه دانشجويان از جنبشهاي اعتراضآميز مانند جنبش کارگران و معلمان و جلوگيري از همبستگي اين جنبشها آگاه باشند. همزماني اين جريانات را با اول ماه مه (روز جهاني کارگر) و اعتصابات معلمان در نظر آوريد.
حاکميت با متشنج کردن فضاي دانشگاههها وبهره برداري از آن، در پيادهسازي پروژهي کودتاي فرهنگي موفقتر خواهد بود و خواستار ملتهب شدن فضاي ديگر دانشگاهها ميباشد. بنا بر اين دانشجويان بايد با جلوگيري از کشانده شدن اين درگيريها به ساير دانشگاهها، در پليتکنيک به اعتراضات راديکال خود ادامه دهند. و در مقابل کودتاي فرهنگي متحد شوند.
خواستههاي ما در اولين گام چنين است:
زنده باد آزادی و برابری
دانشجویان سوسیالیست پلی تکنیک
گزارش تصویری آخرین اخبار پلی تکنیک را در وبلاگ آوای پلی تکنیک ببنید.
گزارش ها از سنندج حاکی است که بازداشت فعالان کارگری در این شهر، پس از مراسم روز اول ماه مه، روز جهانی کارگر، ادامه دارد و چهارشنبه شب، ۱۲ اردیبهشت، و روز پنجشنبه، ۱۳ اردیبهشت، دو نفر دیگر از فعالان کارگری بارداشت شده اند
اخبار کامل وقایع دانشگاه پلی تکنیک را در خبر نامه امیر کبیر autnews.conبخوانید .اگر دسترسی به پراکسی ندارید اینجا را کلیک کنید....
وبلاگم توی دانشگاه فیلتر شده و از اون جا باز نمی شه.وبلاگ جمهور هم همینطور البته جمهور به طور کامل فیلتر شده. این دیگه واقعا آخرشه که یه وبلاک هنوز راه نیفتاده و از هیچی ننوشته فیلترش کنن...
دانشگاه زنده می ماند
مبدا تاریخ مبارزاتی دانشگاه آذر سی و دو است زمانی که سه آذر اهورایی شمارش معکوس پایان نمایشنامه سیاه استبداد را با نثار وجودشان چنان فریاد زدند که در تاریخ این مملکت برای همیشه ثبت شد. درست در همان زمان بود که سنگر مبارزه در دانشگاه تشکیل شد و درست در همان زمان بود که مستبدین متوجه خطر شدند. متوجه خطری که در وجود خود هیچ گاه احساس خطر نمی کرد. از همان موقع بود که تلاش ها برای تنگ کردن عرصه بر این سنگرداران مبارز شروع شد. اما چه امید باطلی اگر کسی خیال سرکوباندن اندیشه را در سر داشته باشد.آن هم اندیشه ای که با سرعتی فزاینده از حالت انتزاعی خود خارج شده و هر چه بیشتر به شولای عمل متلبس می شود. سرکوب این جنبش بیهوده است چرا که تاریخ ثابت کرده است که هر نسلی را که سرکوب می کنند نسل دیگر ققنوس وار از میان خاکستر نسل قبل به پا خاسته و پرچم مبارزه را در دست گرفته است. همچنانکه دیدیم با وجود خفقان دوران پهلوی، سهم دانشگاه را در پیروزی انقلاب و همچنان که شاهد بودیم حتی تعطیلی چندین ساله دانشگاه ها به بهانه انقلاب فرهنگی؟! نیز نتوانست از نیروی این جنبش یکپارچه بکاهد. و هم آنان بودند که با صبر و استقامت و تحمل دو دهه خفقان، دوم خردادی را رقم زدند تا بار دیگر ثابت کرده باشند که دانشگاه سنگر مبارزه است حتی اگر به خاطر تثبیت اقتدار دیگران سه سال تعطیل باشد. بعد از آن شاید بزرگترین واقعه و هجمه ای که بر دانشگاه روا رفت حادثه خونین هجده تیر بود. سهم دانشگاه در شکل گیری دوم خردا و چربیدن توان تحول خواهی بر طرفداران حفظ وضع موجود چنان ضربه ای و چنان شوکی به اقتدار گرایان وارد کرد که چاره ای جز حمله ور شدن به دانشگاه را ندیدند. آنان به زعم خود دانشگاه را سرکوب کرده بودند همچنانکه زمانی محمد علی شاه مستبد دوران فکر می کرد با به توپچ بستن مجلس می تواند حرف خود را به جای قانون بر مسند هوس هایش بنشاند اما زهی خیال باطل. دولت اصلاحات جای خود را به دولت نهم داد، دولتی که بر خلاف شعار هایش دانشجویان را روز به روز در تنگنا قرار داد. خیلی ها فکر می کردند داشجویان نیز همچون اصلاح طلبان سیاست سکوت در پیش گرفته و ساکت خواهند شد. اما به رغم بکارگیری تمام تلاش منصوبان دولت احمدی نژاد در وزارت علوم برای تعطیل کردن و سنگ اندازی بر ر برنامه های انجمن های اسلامی و ...درست زمانی که فکر می کردند همه چیز تمام شده و می رفتند تا پرچم فتح خود را مستبدانه در دانشگاه (آن هم پلی تکنیک) فرود آورند و مرگ دانشگاه را اعلام نمایند. وجدان های بیدار از سراسز این سرزمین به پا خاستند و در آذری دیگر همگی گرد هم آمدند، درست همانجایی که زمانی پیش مبارزه از آنجا آغاز شده بود. دانشجویان با بر افراشتن پرچم های رنگینشان در آذر هشتاد و پنج بار دیگر همصدا فراد بر آوردند که " دانشگاه زنده است" اینست پاسخ سوالی که با سرکوب دانشجویان به دنبال آن هستید. اینک با وجود همه درسهایی که تاریخ به مستبدان و دشمنان آزادی و برابری داده است باز هم شاهد تکرار اشتباه دیگری از سوی بدخواهان جنبش دانشجویی هستیم. دیدیم که چگونه با محاکمه آنانی که فریاد زندگی دانشگاه را سر داده بودند، بار دیگر بر راه های غلط و آزموده پای می فشارند. اما اگر تاریخ برای آنها درس عبرت نشده است ما با مطالعه تاریخ مبارزه ای که اکنون پرچمدارش هستیم در خواهیم یافت که" دانشگاه زنده می ماند" حتی با وجود این همه ناملایمات.
ساده بنویسم دانشجویان دانشگاه مازندران جای هیچ گونه تردیدی باقی نگذاردند